تبليغاتX
دادگاه عشق - یه سری حرف نگفته و یه خداحافظی

دادگاه عشق

مینویسم از تنهایام از غصه هام

سلام

خيلي ها ازم پرسيدن كه اون كي بود چه جور آدمي بود منم خيلي خلاصه واسشون گفتم

اومدم بگم كه تو كي بودي اومدم يه سري خاطره از خودمون بگه و بعدش.........

تو يه پسري بودي كه به نظر من با همه ي پسرهايي كه ديدم فرق داشتي به قول نسيم هر كي فكر ميكنه عشقش به همه فرق داره

شايد حرف اون درست باشه ولي من در تو چيزا يي ديدم كه در كسي نمي نتونستم پيدا كنم هميشه منطقي بودي هيچ وقت احساسي بر خورد نمي كردي بر خلاف من كه يه دختر احساسيم

كل دوستيمون به 6 ماهم نكشيد ولي تو همين مدت كم خيلي خوب همديگرو شناختيم اخلاقامون خيلي شبيه هم بود حتي مشكلامونم مثه هم ميشد و يه راه حل هر دوشونو حل ميكرد يه 5 روز با هم بحث ميكرديم و بالاخره بهترين راه حل رو پيدا ميكرديم

خيلي وقتها از دستم عصباني شدي و سرم داد ميزدي...هميشه هم يه جمله ميگفتي به ولاي علي اگه اين كارو بكني نه من نه تو

منم هميشه يه چيز ميگفتم :به تو ربطي نداره تو هم ميگفتي تا سرت به سنگ نخوره ادم بشو نيستي....

حالا دارم ميبنم چرا اون موقعها سرم داد ميزدي و ميگفتي اين كارا رو نكن حالا سرم به سنگ خورده

هنوز مرور ميشه

هنوز عذاب ميكشم

چند روز پيش شاهرود بودم

نمي دونم اوني كه ديدم كي بود تو بودي يا يكي شبيه تو....بهمم زد ...عصبيم كرد....داغونم كرد

ياشار يه خواهش دارم

از زندگيم برو بيرون واسه ي هميشه برو ....برو فقط برو

من هر روز دارم عذاب ميكشم نميبيني؟؟؟

من بايد چي كار كنم؟؟

حتي خودتم بهم گفتي منو فراموش كن يادته توهمون باغه نميخواهم بگم دوستت ندارم چون دروغه ولي برو... من يك سال زندگيم خراب شد يه سال به جاييه اينكه من الان بهترين موقعيتو بايد داشته باشم الان دعا دعا ميكنم كه خراب نشه

يه سال عذاب كشيدم

خيلي وقتها دلم حواتو كرده ..ولي تو نبودي و من فقط.......

ياشار برو

نميخواهم ديگه كسي وارد زندگيم شه

ميخواهم تنها باشم

ميخواهم ماله خودم باشم نه ماله كسه ديگه مبخواهم قلبم ماله خودم باشه ....اگه تو بودي قلبم ماله تو بود ...ولي حالا تو هم نيستي پس بهتره اين قلب ماله كسه ديگه اي هم نباشه و هميشه تنها باشه مثه اين يه سالي كه گذشت

يادت هنوز زنده است

خداحافظ عزيزم واسه ي هميشه ........

هميشه دوستت دارم

جمله اي كه هميشه موقع خداحافظي مي گفتي(....تا خدا هست هيچ غمي نيست ....)

حالا اين جمله رو درك مي كنم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:41 توسط ساکن شهر غم |