تبليغاتX
دادگاه عشق - تولدت مبارم عزیزم

دادگاه عشق

مینویسم از تنهایام از غصه هام

خودت داري مي بيني كه تا حالا چند تا متن واسه ي تولد تو نوشتم ...تمام صفحات دفترم پر شده ...هر شب دارم با گريه مي خوابم ...گريه هاي كه بي صدا است گريه هايي كه فقط به خاطر نبودن تو....

امشب شب تولدت تو...يه شب كه من فقط مرور مي كنم خاطرات با تو بودن تو...تمام روزهاي زندگي با تو از جلوي چشمام عبور مي كند ...چقدر شد تقريبا 6 ماه ....ميدوني هنوز اميد دارم ...هنوز اميد به برگشتن تو...خنده داره ...نه ...ميدونم نيستي ولي اميد دارم ...اميد دارم كه برگردي ...آخه خودت بهم ياد دادي كه هميشه با اميد زندگي كنم...

ميدوني اون آرزو...اون آرزو كه يك روز با هم باشي تنها فقط من و خودت....عزيزم نمي بيني ...الان من و توييم با هم تنها هيچ كس نيست ...ولي تو يه خيالي تو ذهن پوسيده ي من....من دارم باهات حرف مي زنم ....صدامو مي شنوي ...ميدونم ميشنوي ...تو هم حرف بزن...سكوت نكن ...حرف بزن ...دلم واسه ي صدات تنگ شده....الان خيلي به هم نزديكيم ...دستامو نمي گيري ...ببين دستامو پر گل ...گل مريم ...گل ميخك...همون گل هايي كه دوست داشتي ...گل سرخ هم آوردم...ميبيني ...شبنم هاي روي گلها رو ...اينا اشكهاي منه...كه حالا شده شبنم روي گلها

سنت تولد كيك خوردنه...اونم همون كيكه ...يه كيك شكلاتي....پارسال يادته چقدر سر اون كيكها با هم خنديديم....ولي الان....من روي كيكها شمع عدد 25 رو گذاشتم....ولي تو نيستي ...اونها رو فوت كني و من بگم عزيزم تولد 25 سالگيت مبارك...

شمع ها با اشك چشماي من خاموش ميشن....

عزيزم ...ديگه طاقت ندارم...دارم به همه دروغ ميگم...ميگم ....آره فراموش كردم...ميگم عادت كردم ...ولي اينا دروغهههههههههههههه

عزيزم خودت بي قراري هاي شبانه ي من و داري ميبيني ...كمكم كن...

عزيزم هنوز اون اتفاق لعنتي توي ذهنم مرور ميشه وقتي بدن تو تو درياي خون تصور مي كنم

وقتي اون پرچم هاي سياه ...اون جملات كذايي رو مرور ميكنم ...انا الله و انا اليه راجعون...سيلاب اشك روي گونه هاي من جاري ميشه

عزيزم تو رفتي ولي بدون كه يه نفر قلبش فقط به خاطر تو مي تپه ...چون تو بهش ياد دادي كه هيچ چيزو بي حكمت ندونه....

بهم گفته بودي كه هيچ وقت با هم خداحافظي نمي كنيم ...ما هم همين كاري كرديم...

چون ميدونيم يه عالم ديگه هست يه عالمي كه ديدار دوباره من و تو اونجا ثبت شده....تا اون لحظه

تولدت مبارك تنها بهانه ي زندگي من

راستي نسيمو بهت گفته بودم...تولد تو و اون يه روزه دقيقا 8 سال ازش بزرگتري

به اونم تبريك مي گم ....نسيمَم تولدت مبارك...اميدوارم ...تمام آرزوهاي زندگيت به زودي زود بر آورده شههه

خيلي دوستون دارم

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 13:15 توسط ساکن شهر غم |