نمي خواستم آپ كنم ولي ديگه نتونستم............... آخه داشتم جوش مياوردم.... دلم ميخواهد داد بزنمو بگم گ....ر باباي همتون بابا مثلا ميگين آزادي بيان ميگين مملكت آزاد كدوم مملكت مملكتي كه هر روز 10 تا جوونه بي گناهو ميكنين تو .... بعدشم معلوم نيست به كدوم جرمشون ميبرينشون زير شكنجه اون وقت كابلو و مشت و لگد و هزار كوفت و زهر ماريه ديگه...بي نيست آخه تا چقد زور ...آخه تا كي پارسال دمه در دانشگاه همه بچه هاي تحكيمو گرفتين و همشون يه 40 روزي تو اون انفرادي ها و اوين آب خنك دادين قربونتونم برم كه الان 3 تا از بچه ها 1 ساله تو اون زندوناتونن...حالا به كدوم جرم الله اعلم امسالم كه مثل سال پيش تا جايي كه عشقتون ميرسه دارين ميگيرين....از مشهد ..شاهرود ...تهران... تا چند سال بهيد اين سناريو دوباره تكرار شه تا كي ميخواهد اينقدر زور باشه من نيمدونم تو اون دنيا چطوري ميخواهين جواب بدين هيچ كي ازتون نميگذره نمي دونم چطوري ميخواهين جوابه آه مادراني رو بدين كه بخاطر دوري بچه هاشون فقط تو چشمشون اشكه.... حالا از اينا بگذريم... اون گند بازي يه ماهه پيشتونو ميخواهين چطوري بپوشونين ...تون دكتر ممديتون....اينقد تا حالا گند بازي در آوردين ..كه اينا ديگه ديگه در مقابلش هيچه خدا ازتون نگذرهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه بنام آزادی
برای آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی برای رهائی از هرگونه خودکامگی و واپسگرایی ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم شور عشق درسینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم. ما را به خاطر بیاور! ما را که سینه سرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده نه در آسمان و نه در کوهسار و نه برشاخسار که در بازار پیش از آن که آوازه خوان شویم بر شاخه ای تکیده از تکیه گاه خویش جان واسپردیم به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را، آری … و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است آوازهای صامت سینه سرخان سینه برسیخ و تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم بیست و دو ساله بمیرم. آمین. (سروده شهید عزت ابراهیم نژاد لاله سرخ کوی دانشگاه) اینم چند تا عکس از وقایعه سالهای گذشته




+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 18:23 توسط ساکن شهر غم
|
