تبليغاتX
دادگاه عشق -

دادگاه عشق

مینویسم از تنهایام از غصه هام

اومدم اينجا بنويسم

ديگه نمي خواهم توي دفترهاي شخصيام بنويسم

اومدم اينجا بنويسم از اين به بعد تو بشو همدم تنهايام ...دوست ندارم ديكه واسه كسي درد و دل كنم ....دوست دارم فقط پيش تو بگم ...تو هم فقط گوش مي كني و نمي توني حرف بزني ... همين كه گوش مي كني وواسم يه دنياست....فكر مي كردم دوستايي دارم كه ميتونم اينقدر دوسشون داشته باشم تا جايي كه بتونم واسشون جونمم بدم ... ولي اشتباه مي كردم ....ديدم اونا نامرد تر از اون چيزين كه من فكر مي كردم...ولي با اين حال هنوز از ته قلبم دوسشون دارم...وقتي ميرفتم پيششون احساس ميكردم من بهترين دوستاي عالم و دارم ولي سخت در اشتباه بودم به غير يه خواهر و برادري كه دارم همشون.....

دلم نمي خواهد بشينم شب تا صبح واسه غصه هام گريه كنم...ولي نمي تونم ...اين كارو هم نكنم ديگه ميپوسم ...اشكام شده همدم تنهايام

اي كاش اينقدر تنها نبودم...

اي كاش يك دوست خوب داشتم... يا شايدم دارمو خودم نمي دونم....چرا فكر مي كنم دارم ...آره دارم ...همون كسي كه از رگ گردن بهم نزديكتر... اره دارم همون خدايي كه هميشه حواسش به منه... آره دارم ... بهترين وست عالمم دارم...ولي نميدونم چرا خدا هم مثه توووو ...هميشه سكوت مي كنه ...دلم مي خواهد باهام حرف بزنه... خدا جونم باهام حرف نمي زني؟؟؟؟؟؟؟
خدا اگه تو نمي خواهي حرف بزني من حرف مي زنم...

خدا تنهام ...خيلي...خيلي...

دلم شكسته خيلي وقته ...ديگه هيچ كي رو ندارم...

خدا يه سوال دارم ازت.... ميگن تو بنده هايي رو كه خيلي دوست داري زياد امتحانشون ميكني....

حدا من ديگه بسمه...خدا ديگه نمي تونم ...نمي نوتم...ديگه داره صبرم تموم ميشهههه ...نمي بيني ؟؟؟... هر شب دارم باهات حرف مي زنم؟؟ ...حرف شب دارم التماست مي كنم؟؟؟...هر شب دارم گريه مي كنم...خدا من ديگه نمي كشم....خدا مقايسه كن ...منو با بقيه ي بنده هات...ببين؟

چقدر امتحانم كردي....؟ خدا ديگه نمي تونم...

نمي دونم ...شايد گريه هامو دوست داري ...خدا باشه من واست گريه مي كنم....ولي من ديگه من نمي تونم طاقت بيارم

نميتونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 16:2 توسط ساکن شهر غم |